تبليغاتX
خاکریز بی نشان
خاکریز بی نشان
نگارش در تاريخ پنجشنبه 6 بهمن1390 توسط صادق
به نام خدای قلبها

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان(عج)

خدایا من را با اشتباهاتم عقوبت مده.

اولین جمله دعای ابوحمزه ثمالی

اینجا خاکریز...موج بی نشان...

...اشتباه پشت اشتباه...

ازمیم مثل مادر تا تصاویر غیرقابل انتشار...

یادتان هست وقتی دربرنامه شب شیشه ای آمد برای رسول ملا قلی پور چه بغضی کرد وگریه ای... ملاقلی پور از بچه های جنگی سینما بود... به مملکت پشت کرد ورفت ماندم که آن گریه برای کسی که برای ناموس وخاک ایران جنگید وفیلم ساخت را باور کنم یاحالا این تصاویررا...انگار همه منتظر این اشتباه او بودند...شاید آنشب هم گریه نکرد بلکه بازی کرد....!

بسیار تاسف بار است... ومیتوان گفت آبروی ایرانیان رابرد...بالاخص ایرانی که به قول مقام معظم رهبری درمسئله حجاب دردنیا دفاعی ندارد بلکه حمله دارد...

کار او اشتباه...ولی من ماندم یک عده حزب اللهی های ما جای ناراحت شدن از این تصاویر خوشحال شدند...چون پیش بینی کار زشت او را میکردند تا این اتفاق افتاد تیترش کردند که دیدید ...ما میدانستیم ...

اگر فردا از او فیلم بدتری درآمد حتما همه جشن به پا میکنند...

متاسفم...امیرالمومنین علی (ع) بعداز یکی ازجنگهایشان به بالای سر کشته های دشمنان خود میرفت وگریه میکرد...پرسیدند آقا چرا گریه میکنید ؟

فرمود : برای اینها گریه میکنم که در گمراهی کشته شدند...!

حالا رفتار ما وحزب اللهی هارا با اماممان مقایسه کنید...

آیا سقوط یک نفر خوشحالی دارد ؟!

**** وجودم گفت: بعد از دوماه محرم وصفر دلم گره خورده به پیراهن مشکیم ونمیدانم باچه دلی باید دربیاورم پیراهنم را... انگار یک قسمت از وجودم را میخواهم جدا کنم

دیدار ما قیامتیان هیئت بهشت                                                    اینجا برای سینه زدن جایمان کم است

تا فاطمیه باید جدا شویم...****

***سکوت گفت:

برای دومین بار به سکوت میروم...واین بار قبل از سکوت میگویم:

دستانم رابالا میبرم به نشانه تسلیم...

خدایا بارها اشتباه وگناه کردم وتو ناراحت شدی از دستم...بگذاراز دست توناراحت شوم...حرفم دلی است ونه اعتقادی...مدتهاست ازدست خودم ناراحتم وحالا ازدست توهم ناراحتم... نمیدانم تاکی ولی دیگر نه در اینجا مینوسم ونه در دفترم...شکرخدایی را که ازدست من ناراحت است ومرا دوست دارد و من هم ازدست اوناراحتم واورا دوست دارم لااقل به زبان ودل ونه در عمل...تا سلامی دیگر والسلام***

نگارش در تاريخ دوشنبه 3 بهمن1390 توسط صادق
به نام خدای اقتدار

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان (عج)

اینجا خاکریز...موج بی نشان...

...واقعا آفرین...

حتما به سایت روشنگری بروید وفیلم مستند ۸ دقیقه ای شهید احمدی روشن را ببینید...

با این فیلم من می فهمم این تحلیل های سیاسی عده ای از مردم جامعه چقدر لغو وبیهوده ومسخره است...البته بنده های خدا تحلیل های ماهواره ای تحویل هم میدهند... و فقط رهبر راعشق است...

و واقعا آفرین به خانواده شهید احمدی روشن که کار زینبی کردند و عشق به ولایت اورا به همه گفتند...

مادرش در تشییع جنازه گفت: مصطفی من مقلد مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای بود و وابسته به هیچ حزب وگروهی نبود...

وهمسرش چه زینب وار در این فیلم مذکور از مصطفی میگوید و با اقتدار دشمنان را خار میکند ...

چند قطره اشک زمان دیدن این فیلم آرامم کرد...هرچند کمی حسرت خوردم و حسودیم شد به این شهید...

واقعا آفرین...

نگارش در تاريخ یکشنبه 2 بهمن1390 توسط صادق
به نام خدای خوب

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان(عج)

اینجا خاکریز...موج بی نشان...

...نوشته های تند...

عصبانیم از خودم و همه ی کسانی که یک جور بامن ارتباط دارند...

ناراحتم....بسیار ناراحتم...

چون هم خودم به آموزه های اخلاقی پایبند نیستم و هم تمامی اطرافیانم...

حیای دختران با چشمهای پسران( که خودمم جزئشان هستم) سوار شدند و رفتند...

باور کنید من از دست خودم ناراضی نیستم... بلکه شاکی ام ... چه برسد به آن خدای کاملا خوب  وامامش...

تا کی باید با این جمله سر کرد :

هرکس ایرادی دارد !

آخرهمین ایرادها و سر و گوش جنباندن ها مقابل امام زمان (عج) قرارمان میدهد...

مهدی(عج) می آید و پیروز هم میشود و تنها من وتویی که مقابلش ایستادیم ضرر میکنیم... مطمئنم...

به همین سادگی...

وبه قول ابوالفضل سپهر:

دلم گرفته است...از من که من نیست  وتو که تو نیستی  و ومن وتویی که مانیستیم ...

چقدر توبه می شکانیم. آخر اگر به شعر صدبار اگر توبه شکستی باز آ هم بنگریم خیلی وقت است که از صدبار بیشتر شده است...

ضربه را کسی به تو میزند که ولایت ندارد...

وعده ی خداست که اگر پیروی حق را نکنی به پیروی باطل در می آیی...

صد آفرین به تو که پاکی...

اما من ناراحتم... بسیار ناراحت...

به درد چه میخورد این نوشته ها و حرفها...؟!

خود هم که گوش نمیکنم...!

من مصداق بارز یک جا نماز آب بکشم...اگر ندید آدرس بدهید همدیگر راببینیم...هرچند که زیادند هم تیپ من...پس چرا من با هیچ کدامشان نمیتوانم بسازم...؟!

یازهراسلام الله علیها تسلیت می گویم.

خانم جان شما برای ما کاری بکن...

دستمان به شما نمیرسد و صدایمان هم همین طور...صدای سینه زدنمان چطور...

پس چگونه از شما کمک بخواهیم...

کمک...همین...

 

نگارش در تاريخ جمعه 23 دی1390 توسط صادق

به نام خدای نزدیک

به دلایل سیاسی دیگر نمیگویم :

اللهم عجل لولیک الفرج

چون نشان دهم که به این روند معترضم از این به بعد میگویم :

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان(عج)

اینجا خاکریز ... موج بی نشان ...

تناقضات!!!

دقت کردید که آخرین مصیبت زینب(س) بود.

رسول خدا(س)...زهرا(س)...علی(ع)...حسن(ع)...حسین(ع) ...کربلا...

وآخر رقیه (س) است....بگو با شهادت رقیه(س) برگه این طوفان امضا شد و شد ضمانتی برای اسلام تا قیامت...

دیگر بعد از رقیه(س) ماتم ندید...ماشاالله...ولاحول ولا قوه الا بالله...با اقتدار پرچم اسلام را تا ابد کوبید و فقط شرمنده از برادری که رقیه اش در شام جان داد و جا ماند...

خانم جان خداقوت...

میدانی چرا آزاد شدند بعد از شام؟

چون دیدند زینب سلام الله علیها شکستنی نیست و این شخصیت خردشان کرد.

فکرکردند اسیرش کردند تااورا شام ببرند اما نمیدانستند که زینب (س) اسیرشان کرده و تاشام می آید تاهیمنه توخالیشان را بشکند.

در وصف نمیگنجی ووصف تو تمامی ندارد.

دقت کردید؟

زینب(س) تنها کسی است که نامش در بین چهارده معصوم نیست ولی نامش را پیغمبر(ص) انتخاب کرده مانند بقیه ی معصومین(ع) . و پیغمبر(ص) هم که نام اولادش را خدا به او وحی میکرد...

...این هم خودش تناقضی است...

زینب(س) با همه ی عالم (حتی پدر ومادر وخواهران وبرادرانش)  فرق دارد...

من یقین دارم در محشر...

( این نوشته جایش اینجا نیست. نوشتم که یادم باشد در دفترم این راحتما اضافه کنم )

زینب(س) بااقتداروباشرمندگی وارد کربلا شد...تناقض است اما زینب(س) تمام تناقضات و معادلات کربلا را بهم ریخت. زینب(س) استاد شکستن تناقضات است. اسلام یزیدی تناقض نیست؟؟؟!!!

کربلا شهریست ای دل شهریارش زینب(س) است             اعتبارش از حسین(ع) وافتخارش زینب(س) است

بعد از چهل روز زینب (س) بی رقیه(س) به حسین(ع) رسید...

وبگذار بگویم تا زینب(س) هست تناقضی وجود ندارد...

خیلی حرفهای دیگر هم داشتم...ولی حیف که مثل همیشه وقت نیست...

***دغدغه ها نوشتند: خیلی ناراحتم...حرف خدارا شنیدم در شهادت استاد دانشمند هسته ای شهید مصطفی احمدی روشن...حالا که حرفت به مارسید چه کار کنم؟  توباز خدایا آمدی راه حقیقت رانشان دادی و گفتی به آن برس...کمکی کن...راه همراه میخواهد خدای نزدیک***

**بی ربط ها گفتند: حوصله نگاههای سنگین این چند دختر خانم ومخصوصا همان که میدانی را ندارم. صاحب حلقه ای پیدا کن دردست چپشان حلقه ای کند تا راحت شوم...می شود به ف.گ بگویی چرا تا مرا میبیند به من زل میزند...حوصله خودم رابه زور دارم چه برسد به این نگاه ها که حرف ازشان میبارد. یک لگد محکم به تو دل که دل نبندی به این نگاهها. میخواهیم فعلا راحت جوانی کنیم وآزاد باشیم. باید کاغذی در گردن بیاندازم ورویش بنویسم: لطفا نگاه نفرمایید . حوصله ندارم .**

***** درس گفت: خداراشکر...الکترومغناطیس پاس شد. اگر بنابود تیتربزرگ یک روزنامه برای خودم بزنم میزدم : خدا الکترو مغناطیس را برایم پاس کرد . بی حد شکر*****

نگارش در تاريخ چهارشنبه 7 دی1390 توسط صادق

به نام خدای شب

اللهم عجل لولیک الفرج

اینجا خاکریز ...موج بی نشان...

...دخیل...

سلام.

به سرهوای حسین(ع) دارم وبس.

دراین محرم وصفر مدام دوست دارم به هیئت بروم. وقتی خانه هستم یک حس درونی میگوید قدر محرم وصفر را بدان.

نمیدانم چه شده به ذکر حسین(ع) خو گرفته ام.

مادرم میگوید من بچه هایم را همان موقع که به دنیا آمدند دخیل امام رضا(ع)  کردم.

امام رضا(ع) هم به صحابه اش به نام ابن شبیب گفته بود:

یابن الشبیب ! به خدا داغ حسین (ع) چشمهای مارا زخم کرد (و جگر های مارا سوزاند).

یکی از مداحان نسبتا مشهور و مورد علاقه ام چند روز پیش تو ماشین با یک یقین خاصی به من گفت:

رفیق ما صاحب داریم. مشکلی پیش بیاید خودش حل میکند.

یا امام رضا (ع) چون دخیل شما گشته ایم دلمان با هر یا زینبی(س) که میگویند میرود.

بارگاه حضرت زینب (س)

دلم تنگ شده برای جایی که وصف حضرت زینب (س) را بگویند. وقتی قدرت منطق زینب (س) را برایم توصیف میکنند در پوست خودم نمیگنجم.

* حالا من از منطق زینب(س) در درونم میگویم و در محل کار یک عده دنبال زد و بندهای اداری و مدیریتی و سر ودست شکاندن برای میزشان هستند. اول اینکه به حق خود زینب(س) خدا انشالله مرا در همین حال وهوا نگه دارد که این حداقل است. بعضی اوقات افرادی سر کار و گاهی اوقات پیش خودم میگویم: نکند چون مجردی دغدغه ی دین داریت را داری و اگر توهم متاهل و بچه دارشوی به هر دری میزنی تا شرمنده زن و بچه ات نشوی . من میگویم حتی آن موقع که شرمنده زن وبچه ات شدی بدان این شرمندگی که خیلی سخت است از شرمندگی پیش حسین (ع) و زینب (س) خیلی آسان تر است . زن وبچه اگرقهر کنند راهی هست ولی وای به روزی که مولا به تو پشت کند. من همین طوری زمین خورده ی غم  حسین (ع) هستم. هیچ خریداری ندارم واگر حسین (ع) ردم کند وای به حالم. بارها پیش همه گفتم و باز هم میگویم وخواهم گفت که هرچه دارم نه از کرم و لطف حسین (ع) که از خود حسین (ع) است. *

***بعد از ۱۱ روز بر زمین ماندن حکم مقام معظم رهبری در خصوص وزیر اطلاعات چرا تاکنون رییس جمهور جبران ولایت ناپذیریش را نکرده است؟! شما که میگویید من ولایتی هستم چرا بعد از این همه مدت هیچ حرکت جبرانی انجام نداده اید؟! 

بسیار...  (سانسور) ...  دارم از این رییس جمهور . خیلی ناراحتم .

مشکلی دارم زدانشمند مجلس باز پرس                            توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند؟!

یک شهید دیالمه ای پیدا شود که بگوید یک عده ای از این افراد در مناصب نظام از کجا آمده اند وچه زد بندهایی کرده اند و خط فکریشان چیست. ***

 

قالب وبلاگ